روز من با استریم ویدیو، فضای ابری، هوش مصنوعی، حملونقل آنلاین و گجتهای هوشمند سپری میشود. هیچکدام از اینها در ظاهر گران به نظر نمیرسند، تا زمانی که متوجه میشوم هزینه تقریباً هیچ چیز در زندگی من به طور کامل پرداخت نشده است و مالک قطعی آنها نیستم.
به گزارش بخش اخبار فناوری زوم تک به نقل از Digital Trends، پیش از اینکه روزم را به طور درست و حسابی آغاز کنم، چندین شرکت بزرگ فناوری خدمات خود را برای من فعال کردهاند. اسپاتیفای یا یوتیوب پرمیوم وظیفه پخش موسیقی را بر عهده دارند، گوگل وان دسترسی به فایلهایم را تضمین میکند و یک اشتراک هوش مصنوعی در تب دیگر مرورگر منتظر است تا به کار من سرعت ببخشد. بیشتر این هزینهها جایگاه خود را در زندگی من ثابت کردهاند؛ آنها در زمان صرفهجویی میکنند، موانع را از بین میبرند و جریان روزمرگی را حفظ میکنند. من به سختی متوجه کسر این مبالغ میشوم، تا زمانی که به این فکر میکنم که اگر تنها یکی از این پرداختها انجام نشود، چه بخشهایی از زندگی من از کار خواهد افتاد! من به امید یک آینده درخشان وارد این بازی شدم، اما این آینده با پرداختهای دورهای و متوالی همراه بود.
تبدیل شدن راحتی و رفاه به زیرساخت های حیاتی زندگی
این هزینهها در بقیه ساعات روز نیز سایه به سایه همراه من هستند. سرویس گوگل وان میزبان سالها عکس و سند الکترونیکی من است. چتباتهای چت جی پی تی پلاس (ChatGPT Plus) و کلود پرو (Claude Pro) اکنون به بخشی جداییناپذیر از فرآیند تحقیق، سازماندهی ایدهها و گرهگشایی از کارهای من تبدیل شدهاند. اشتراک گرب پرمیوم (Grab Premium) – که معادل محلی سرویسهای اوبر وان یا لیفت پینک است – گاهی آنقدر در هزینههای سفرهای شهری صرفهجویی میکند که میتوانم تمدید آن را منطقی بدانم.
مدل اشتراک ماهانه برای بسیاری از این خدمات کاملاً منطقی است. ذخیرهسازی ابری به سرورهای قدرتمند نیاز دارد. ابزارهای هوش مصنوعی توان پردازشی گرانقیمتی را مصرف میکنند. پلتفرمهای استریم هزینه تولید محتوا و توزیع آن را میپردازند و عضویت در شبکههای حملونقل در صورت استفاده مکرر، تخفیفهای واقعی به همراه دارد. با این حال، وقتی کل کارهای روزمره شما حول محور این امکانات رفاهی کوچک شکل میگیرد، حذف تکتک آنها سختتر میشود. لغو کردن یکی از این اشتراکها دیگر شبیه به حذف یک کالای لوکس نیست، بلکه بیشتر شبیه به بیرون کشیدن ستونی است که روز شما یاد گرفته به آن تکیه کند. هیچکدام از اینها با یک خرید بزرگ و هولناک اتفاق نیفتاده است؛ این وضعیت با ۱۰ دلار در اینجا، ۱۵ دلار در آنجا و یک دوره آزمایشی رایگان دیگر که فراموش کرده بودم لغو کنم، به بخشی از زندگی من تبدیل شد.

مالکیت مشروط؛ وقتی برای سختافزار خودمان باید حق اشتراک بدهیم!
این قرارداد زمانی عجیبتر میشود که به کالایی میرسد که من قبلاً آن را به طور کامل خریدهام. دوربین نظارتی تپو (Tapo) من میتواند ویدیوها را به صورت محلی ضبط کند، اما تاریخچه ذخیرهسازی ابری و نوتیفیکیشنهای پیشرفتهتر متعلق به طرح Tapo Care است. اگر این طرح را لغو کنید، دوربین همچنان باقی میماند، اما تجربه کاربری آن به شدت محدود و کوچک میشود.
طرح اشتراک گرمکن صندلی شرکت بیامو (BMW) به بدنامترین نسخه از این ایده تبدیل شد. سرویس HP Instant Ink نمونه دیگری از این دست است؛ اگر این سرویس را لغو کنید، کارتریجهای اشتراکی ممکن است از کار بیفتند، حتی زمانی که هنوز حاوی جوهر هستند! پرداخت هزینه برای فضای ذخیرهسازی، محتوا یا زیرساختهای فعال به اندازه کافی قابل درک است؛ اما پرداخت مکرر برای باز کردن قفل قابلیتی که از قبل درون دوربین، چاپگر یا خودروی پارکشده در مقابل خانه شما نصب شده است، به سختی قابل هضم است.
شبهنگام، میتوانم فید دوربین را چک کنم، یک اپلیکیشن استریم را باز کنم و بدون فکر کردن به هیچکدام از اینها، بین چندین سرویس جابهجا شوم. سختافزار ممکن است داخل خانه من چیده شده باشد، اما تجربه استفاده از آن هنوز به مجموعهای از شرکتها بستگی دارد که حساب کاربری مرا تایید کنند. خدا نکند روزی برسد که فقط از پس هزینه خرید خودِ سختافزار بربیایم!

آینده دیجیتال یک هزینه نگهداری دائمی دارد
امروزه دو نفر میتوانند یک محصول کاملاً یکسان را بخرند اما در نهایت با دو نسخه متفاوت از آن مواجه شوند. یکی از آنها تاریخچه ابری، کنترلهای از راه دور یا افزونههای نرمافزاری را حفظ میکند و دیگری مالک همان سختافزار است اما هر چیزی را که شارژ ماهانه بعدی فعال نگه میداشت، از دست میدهد.
بخش سرگرمی نیز به تدریج به همین نقطه رسیده است. طرح انفرادی یوتیوب پرمیوم در ایالات متحده اخیراً به ۱۵.۹۹ دلار در ماه افزایش یافته است، در حالی که اپل تی وی پلاس (+Apple TV) در سال ۲۰pres به ۱۲.۹۹ دلار رسید، آن هم پس از اینکه با قیمت ۴.۹۹ دلار راهاندازی شده بود. نتفلیکس و اچبیاو مکس (HBO Max) نیز قیمتهای خود را افزایش دادهاند. هر افزایش قیمت به تنهایی قابل تحمل و جذب است، به خصوص بعد از اینکه آن سرویس جای خود را در روتین زندگی شما باز کرده باشد.
احتمالاً به همین دلیل است که هر اشتراک جدیدی که تحت عنوان «یک فرصت طلایی و بسیار ارزان» تبلیغ میشود، مرا مشکوک میکند. قیمت معمولاً قبل از اینکه خروج از آن سرویس سخت شود، بسیار جذاب به نظر میرسد. در نهایت، این سوال برایم پیش میآید که آیا این یک فرصت معاملاتی بوده یا یک هشدار؟ شاید در نهایت به آینده پس از کمبودِ سریال پیشتازان فضا (Star Trek) برسیم، جایی که فراوانیِ همهچیز، نیاز به اشتراکها را از بین میبرد.

نتیجهگیری؛ دیستوپیای خنده دار دنیای فناوری
افسوس که این ایده هنوز به دنیای علمی تخیلی تعلق دارد. آنچه در عوض به دست آوردیم چیزی ترسناک، واقعاً نگرانکننده، کاملاً دیستوپیایی (ویرانشهری) و به نوعی واقعاً خندهدار است. در آخرین دقایق حیات بشریت، یک نفر هنوز وقت پیدا کرده تا ویژگیهای خوب دستگاهها را پشت سد پرداخت (Paywall) قرار دهد. تمام این افکار قبل از نوشیدن قهوه صبحگاهی به سراغم آمد؛ آیا باید اشتراک قهوهسازم را هم لغو کنم؟





نظرات در مورد : زندگی دیجیتالی من؛ رویای آینده درخشان که با اشتراک ماهانه به کابوس تبدیل شد!