انشا در مورد پدر و روز پدر

انشا در مورد پدر و روز پدر

انشا در مورد پدر و روز پدر :اگر صدها صفحه فضا در اختیار داشته باشیم باز هم نمی توانیم پدر را توصیف کنیم و واقعا توصیف کردن پدر غیرممکن است. تا اسم پدر به گوشمان می رسد سریعا به یاد تلاش ها و صبرهایش می افتیم و سختی ها و دشواری های که در طول زندگی برای راحتی و آسایش ما صرف کرده است را در ذهنمان تداعی می کنیم. در کشور عزیزمان ایران روز پدر در تاریخ یکشنبه 18 اسفند 1398 به مناسبت ولادت حضرت علی (ع) تعیین گردیده است. این روز فرصتیست که ما از پدرهای عزیزمان با شاخه ی گل و هدیه تشکر و قدردانی کنیم.

انشا کوتاه درباره پدر

پدر یعنی عشق، محبت، صبر، فداکاری…

پدر یعنی کسی که بی منت به ما محبت می کند و برای رسیدن فرزندان به موفقیت از خودگذشتی می کند…

پدر یعنی سایه سر… پدر یعنی تمام هستی ام… پدر یعنی تنها امید زندگی ام… پدر یعنی ستون محکم خانواده ام… پدر یعنی پشت و پناهم…

پدر یعنی کسی که با وجودش کسی حق ندارد از گل کمتر به ما بگوید و در هر زمانی دلمان به وجودش گرم و خوش است. اگر فرزند پسر باشد که دوست صمیمی و رفیقش پدر است و کسی ست که با تمام وجود به درددل هایش گوش میدهد و اگر فرزند دختر باشد که تمام لوس بازی هایش و ناز کردن هایش را برای پدر صرف می کند…

هر چقدر بین واژه ها بگردیم اصلا نمی توانیم مترادفی برای “پدر” پیدا کنیم. او که واقعا تنها رفیقی است که بدون شک و تردید می توان روی او حساب کرد و قطعا تا آخرین نفس ما را همراهی می کند. پدرم تنها کسیست که پس از وجود او این باور را دارم که فرشته ها هم می توانند مرد باشند.

پدر عزیزم دوستت دارم و از تو میخواهم مرا دوست داشته باشی حتی اگر لیاقت دوست داشتنت را نداشته باشم حتی اگر بی وفایی کرده ام و در تنهایی هایت کنارت نبودم و آنطور که دوست داشته ای اندک جبرانی برای زحمت هایت نکرده ام.

پدر عزیزم تو در زندگی ام تنها مردی بوده ای و خواهی بود که بدون طمع دوستم داشته ای و بوسه هایت و نوازش دست هایت بوی گل میدهد و آرامش در آغوش کشیدنم را با هیچ چیز در دنیا عوض نمی کنم. پدرم در یک جمله کوتاه می توانیم تو را “دوست، عشق و محبت” توصیف کنم.

انشا کوتاه درباره پدر

انشا درباره پدر

هر طور که حساب می کنم واقعا نمی توانم پدرم را توصیف کنم و قدر توصیف اش را ندارم. پدرم تو نماد صبر و مظهر تلاشی…

پدر کسی است که در طول دوران زندگی اش تنها امیدش خنده فرزندانش است و برای رسیدن آنها به موفقیت ها و آرزوهایشان دست از تلاش بر نمی دارد و دشواری های زندگی را بر دوش می کشد. پدر ترکیبی از عشق و امید و صبر و قدرت است…

پدر من در همه ی مدت زندگی ام برای اینکه بهترین ها را بپوشم و در زندگی کم و کاستی نداشته باشم دست از آرزوهایش کشیده و نهایت تلاش خود را می کند تا شب ها بر سر سفره غذایمان بهترینها چیده شود و ما نیازی را احساس نکنیم. او تمام روزش را برایمان صرف می کند و خودش را اماده هر گونه سختی برای آسایش ما می کند.

بیشتر بخوانید  انشا ادبی در مورد عید نوروز و لحظه تحویل سال نو برای دانش آموزان

آن چیزی که سبب می شود روز به روز بر عشق من به نسبت پدرم بیشتر شود حس امنیت در خانه است. زمانی که پدرم در خانه است و صدایش و گرمای وجودش در فضای خانه می پیچید را نمی توانم توصیف کنم گویی تمام امنیت در خانه یمان حاکم شده و با هیچ ضربه ی از مقدار آن کم نمی شود.

صبح ها زمانی که هنوز هوا روشن نشده و از خانه بیرون می رود و شب ها به خانه بر می گردد و حتی با وجودی که چشم های پدر از خستگی فریاد می زد و دست هایش خسته اش نشانه ی از یک روز پر کار و سخت بوده ولی بازهم ما را از محبت خود دریغ نمی کند. از خداوند بزرگ مرتبه تشکر می کنم بخاطر وجود این پدر که تکیه گاه من و آرامش بخش من است. از کودکی تا کنون خاطره های زیادی از پدرم دارم از مدرسه رفتن هایم گرفته تا مسافرت رفتن ها که چیزی که جز شادی در ذهنم نیست.

انشا درباره پدر

انشای پدر

پدر در خانه یک نعمت بزرگ است که مثل یک شمع برای اعضای خانواده می سوزد. او اولین و آخرین مرد زندگی است که به من نشان میدهد معنی واقعی زندگی کردن چیست.

من پدرم را خیلی دوست دارم و زمانی که به دنیا آمده ام تاکنون در کنار مادرم برایم تلاش کرده و سختی های زیادی را کشیده است و هر چه را که نیاز داشته ام برایم تهیه کرده و اجازه نداده تا ما سختی های را در زندگی حس کنیم.

پدرها از صبح تا شب کار می کنند تا بتوانند به نیازهای فرزندانشان پاسخ بدهند و فرزندان درس بخوانند و بزرگ شوند و برای آینده به عنوان یک فرد موفق شناخته شوند و این چیزیست که واقعا پدر را خوشحال می کند و اینجاست که پدر حس می کند بلاخره نتیجه ی تمام سختی ها و زحمت هایش جواب داده و فرزندی صالح را بزرگ کرده است.

پدر خوب و مهربان من هر چقدر که برایم زحمت کشیده ی را فراموش نمی کنم و همیشه قدردانت هستم. در روز پدر شاخه گل و هدیه ی کوچکی را به اندازه وسعم تهیه می کنم و دست های خسته ات را می بوسم و امیدوارم که همیشه مرا از دعایت دریغ نکنی و مورد لطفت قرار بدهی.

درست است که نمیگوییم بهشت زیر پای پدران نیست ولی نگاه پدرم بهشت است و دستهایت برایم خود بهشت است. از نگاهایت فداکاری و ایثار و از خودگذشتی می بارد و همین ها نشان میدهد که تو چقدر در زندگی برایمان وقت گذاشته ای و از آرزوهایت دست کشیده ای تا ما راحت زندگی کنیم.

خوشبختی یعنی داشتن پدری که وقتی به آغوشت می کشد تمام غم و غصه ها از یادت می رود. بهترین آرزوی هر پدری اینه که زنده بمونه و عاقبت به خیری فرزندانش رو ببینه و الهی دعا می کنم هیچ خانه ی بدون پدر نشه…پدرم تا ابد دوستت دارم.

بیشتر بخوانید : 

3.5/5 - (255 امتیاز)

نظرات در مورد : انشا در مورد پدر و روز پدر

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *