اس ام اس دیگر فقط یک ابزار تبلیغاتی نیست. وقتی اینترنت کند است، قطع میشود یا به شکل ناپایدار در دسترس قرار دارد، پیامک تبدیل میشود به کانال حیاتی اطلاعرسانی. همین موضوع مسئولیت برندها را چند برابر میکند. مخاطب در این فضا، حساستر، کمحوصلهتر و بدبینتر است.
مشکل از جایی شروع میشود که کسب و کارها اس ام اس را با بنر تبلیغاتی اشتباه میگیرند. بنری که میشود اسکرولش کرد، اما پیامکی که مستقیم وارد حریم شخصی میشود. اگر این تفاوت را نفهمیم، هرچقدر هم ابزارمان پیشرفته باشد، نتیجهاش آزار مخاطب است.
اس ام اس، یک کانال اضطراری است نه ابزار بمباران
در شرایط خاص، اس ام اس بیش از هر زمان دیگری نقش پل ارتباطی اضطراری را دارد. یعنی جایی که مخاطب انتظار دارد پیام مهم، کوتاه و کاربردی دریافت کند. نه شعار، نه تخفیفهای تکراری، نه متنهای طولانی و مبهم.
مخاطب از اس ام اس انتظار دارد بداند چه اتفاقی افتاده، چه کاری باید انجام دهد و آیا لازم است اقدامی بکند یا نه. اگر پیامک شما این سه سؤال را جواب ندهد، احتمالاً مزاحم تلقی میشود.
این یعنی قبل از ارسال هر پیام، باید از خودتان بپرسید، اگر من جای مخاطب بودم، در این شرایط اینترنتی، دیدن این پیام کمککننده بود یا فقط اعصابخردکن؟
استفاده از پنل اس ام اس برای ارسال پیام ها، فقط ابزار است نه استراتژی
بسیاری از کسب و کارها فکر میکنند صرف استفاده از پنل اس ام اس برای ارسال پیام ها یعنی بازاریابی پیامکی را بلد هستند. در حالی که پنل فقط یک ابزار است، مثل بلندگو. مهم این است که چه چیزی را با چه لحنی و در چه زمانی پخش میکنید.
یکی از اشتباهات رایج این است که همه مخاطبان با یک متن یکسان هدف قرار میگیرند. در شرایط بحرانی، این کار بیشتر شبیه فریاد زدن در یک اتاق شلوغ است. نتیجهاش هم مشخص است، بیتوجهی یا عصبانیت.
اگر از پنل استفاده میکنید اما مخاطب را دستهبندی نکردهاید، سابقه تعامل او را نمیدانید، نمیدانید آخرین بار چه پیامی گرفته، احتمالاً دارید از ابزار درست، استفاده غلط میکنید.
پنل خوب، به شما امکان زمانبندی، توقف، شخصیسازی و هدفگذاری میدهد. اگر از این قابلیتها استفاده نمیکنید، عملاً دارید با دست خودتان روی اعصاب مردم میروید.
زمان ارسال، نصف ماجراست
در شرایطی که اینترنت ناپایدار است، مردم بیشتر به گوشی سر میزنند، اما این به معنی آمادگی دائمی برای دریافت پیام تبلیغاتی نیست. ارسال پیامک در ساعات نامناسب، دقیقاً همان چیزی است که برند را به دشمن ذهنی مخاطب تبدیل میکند.
پیامک ساعت ۸ صبح جمعه، یا آخر شب، یا وسط ساعت کاری شلوغ، حتی اگر محتوای خوبی داشته باشد، احتمالاً با حس منفی دیده میشود. چون زمانبندی، بخشی از احترام است.
اگر واقعاً مجبورید پیام بفرستید، مثلاً اطلاعرسانی حیاتی دارید، زمان ارسال را طوری انتخاب کنید که کمترین مزاحمت را ایجاد کند. اس ام اس جای آزمون و خطای بیبرنامه نیست.
متن پیامک، باید شبیه انسان باشد نه سیستم
یکی از دلایل اصلی آزاردهنده بودن پیامکها، لحن ماشینی و بیروح آنهاست. جملاتی که انگار از دل یک فرم اداری بیرون آمدهاند، بدون توجه به شرایط روانی مخاطب.
مخاطب خسته است، عصبی است، کلافه است. پیامکی که لحنش خشک، دستوری یا بیش از حد تبلیغاتی باشد، دقیقاً روی همان زخم نمک میپاشد.
پیام خوب، کوتاه است، مستقیم است، شفاف است و مهمتر از همه، حس میدهد که فرستنده میفهمد مخاطب در چه وضعیتی است. حتی یک جمله ساده هم میتواند این تفاوت را ایجاد کند.
کار با وب سرویس پیامکی، یعنی فکر کردن به سناریو
وقتی به سطح بالاتری میرویم و سراغ کار با وب سرویس پیامکی میرویم، انتظار میرود رفتارمان هوشمندتر شود. وب سرویس یعنی پیامک اتفاقمحور، نه پیامک انبوه بیهدف.
در شرایط اینترنت ایران، بهترین استفاده از وب سرویس این است که پیام فقط وقتی ارسال شود که واقعاً لازم است. مثلاً تغییر وضعیت سفارش، اختلال سرویس، تأیید یک اقدام مهم. نه اینکه هر رویداد کوچکی تبدیل به یک پیام شود.
اگر سیستم شما طوری طراحی شده که برای هر کلیک، هر ثبتنام، هر ورود، یک پیامک میفرستد، احتمالاً دارید مخاطب را خفه میکنید. وب سرویس باید فیلتر داشته باشد، منطق داشته باشد، و اولویتبندی.
هر پیامک باید دلیل وجودی داشته باشد
یکی از سوالهایی که تقریباً هیچ تیمی از خودش نمیپرسد این است، اگر این پیامک ارسال نشود، چه اتفاقی میافتد؟
اگر جواب این سؤال این باشد که هیچ اتفاقی نمیافتد، احتمالاً نباید پیام را بفرستید. مخصوصاً در شرایط اینترنت فعلی، که هر پیام اضافی، تبدیل به مزاحمت میشود.
کار با وب سرویس پیامکی این فرصت را میدهد که فقط در نقاط حساس سفر کاربر، پیام بفرستید. یعنی جایی که پیام واقعاً ارزش دارد، نه صرفاً چون امکانش هست.
فراوانی پیام، دشمن نامرئی برند است
یکی از بدترین اشتباهات این است که فکر کنیم چون اینترنت قطع است، باید پیامک را جایگزین همه چیز کنیم. نتیجه این تفکر، ارسال پشت سر هم پیامهایی است که نه فرصت خوانده شدن دارند و نه ارزش به خاطر سپرده شدن.
مخاطب، حتی در شرایط بحران اینترنتی، تحمل محدودی دارد. هر پیام اضافه، ارزش پیام بعدی را پایینتر میآورد. تا جایی که حتی پیام مهم هم نادیده گرفته میشود.
کم فرستادن، اما بهموقع و با معنا، بسیار مؤثرتر از زیاد فرستادن و بیهدف است.
روش های دیگر مثل ایمیل مارکتینگ را حذف نکنید
یکی از خطاهای استراتژیک رایج این است که با ناپایدار شدن اینترنت، کسب و کارها همه تمرکزشان را روی اس ام اس میگذارند و روش های دیگر مثل ایمیل مارکتینگ را کنار میگذارند.
در حالی که واقعیت این است که همه مخاطبان همیشه در شرایط قطع اینترنت نیستند. خیلیها ایمیل را زمانی میخوانند که آرامترند، حوصله دارند و دنبال جزئیات بیشتر هستند.
اگر همه پیامها را به زور در قالب اس ام اس جا بدهید، یا متنها ناقص میشوند یا پیامکها طولانی و آزاردهنده. ایمیل جای توضیح است، اس ام اس جای یادآوری و هشدار.
ترکیب درست این کانالها، فشار را از روی پیامک برمیدارد و تجربه بهتری برای مخاطب میسازد.
اس ام اس باید مکمل باشد، نه جایگزین همه چیز
در شرایط اینترنت ایران، اس ام اس یک ستون مهم ارتباطی است، اما نباید تنها ستون باشد. وقتی همه بار اطلاعرسانی، تبلیغ، آموزش و پیگیری را روی پیامک میگذارید، طبیعی است که مخاطب خسته شود.
روش های دیگر مثل ایمیل مارکتینگ، نوتیفیکیشن در اپلیکیشن، حتی پیام در پیامرسانها، هرکدام نقش متفاوتی دارند. اس ام اس باید خلاصه، سریع و ضروری باشد.
اگر پیام شما نیاز به توضیح دارد، نیاز به تصویر دارد، نیاز به تصمیمگیری دارد، احتمالاً جای درستی برای آن انتخاب نکردهاید.
احترام، مهمترین فاکتور فنی است
در نهایت، مهمترین چیزی که تعیین میکند روی اعصاب مردم میروید یا نه، نه پنل است، نه وب سرویس، نه حتی متن. احترام است.
احترام به زمان مخاطب، به تمرکز او، به شرایط اینترنتی و روانیاش. هر وقت این احترام واقعی باشد، حتی یک پیام تبلیغاتی هم میتواند قابلتحمل یا حتی خوشایند باشد.





نظرات در مورد : چطور با اس ام اس روی اعصاب مردم نرویم؟