آنتی ویروس پادویش خرید طلا از میلادزر

وقتی به ChatGPT شخصیت های منحصربه‌فرد می‌دهید؛ سرگرم‌کننده‌ترین تجربه‌ام با هوش مصنوعی!

چت جی پی تی

دیگر از شخصیت بیش از حد مشتاق ChatGPT خسته شده‌اید؟ اخیراً، در حالی که سعی می‌کردم با استفاده از ChatGPT یک گزارش گیج‌کننده را درک کنم، متوجه شدم که از شخصیت همیشگی و بیش از حد مشتاق این ربات گفتگو کمی خسته شده‌ام.

کانال بله زوم تکگیفت کارت

ChatGPT همواره در مورد همه چیز مشتاق بوده است. مگر اینکه خلاف آن از او خواسته شود، این ربات گفتگو با دوستانه‌ترین پاسخ‌ها، پر از علامت تعجب و گپ‌های صمیمانه، با شما تعامل می‌کند.

اشتباه برداشت نکنید، این رفتار دوست‌داشتنی است. با این حال، پس از سال‌ها تعامل با این مدل، کمی خسته‌کننده شده است. به همین دلیل به این فکر افتادم که وقتی صحبت از لحن آن به میان می‌آید، تا چه حد می‌توان این مدل را به چالش کشید؟

از همان روزهای نخست، ChatGPT قادر به اتخاذ لحن‌های جدید بوده است. برای مثال، عبارت رایجی که از همان ابتدا دیده‌ایم، این است: «[مفهوم مورد نظر] را با لحن یک دزد دریایی توضیح بده.» که در نتیجه آن، خلاصه‌ای پر از «آررر»، «ملوانان دلیر من» و انواع اصطلاحات کلیشه‌ای دزدان دریایی دریافت می‌کنیم.

با این حال، باهوش‌تر شدن ChatGPT و تغییر کاربردهای آن از شوخی به دستیار روزمره در زندگی‌ام، این جنبه از آن را فراموش کردم.

زمان زیادی را صرف این کرده‌ام که از ChatGPT بخواهم چیزها را طوری برایم توضیح دهد که انگار پنج ساله‌ام، اما در مورد چیزی منحصربه‌فردتر چطور؟ هفته گذشته را صرف دادن شخصیت‌های عجیب و غریب به هوش مصنوعی کردم و اینها موارد مورد علاقه من تا به امروز هستند.

کابوی وسترن

درخواست: هوش مصنوعی را برایم توضیح بده، اما تو یک کابوی در یک فیلم وسترن قدیمی هستی و ما در یک رویارویی قرار داریم.

ChatGPT با مهربانی صحنه را آماده کرد و توضیح داد که ظهر است و دو نفر در فاصله 30 فوتی در یک «شهر تک‌اسبه آفتاب‌سوخته» ایستاده‌اند و باد «مانند اینکه رازی برای گفتن دارد، سوت می‌کشد».

سپس به توضیح خود ادامه داد و کاملاً شخصیت جدید خود را به عنوان یک کابوی که به طرز عجیبی در طول یک رویارویی بر هوش مصنوعی تمرکز کرده است، پذیرفت:

«هوش مصنوعی نفس نمی‌کشه، نمی‌خوابه و مطمئناً چکمه نمی‌پوشه. اما آموزش دیده – با کلمات، تصاویر و اعدادی بیشتر از موعظه‌های کشیش تغذیه شده. مثل این می‌مونه که دانش کل شهر، گذشته و حال، رو بگیری و توی یه جمجمه فلزی که هرگز فراموش نمی‌کنه، جا بدی.»

«یه سوال ازش بپرس، جواب می‌ده. ازش بخواه یه شعر بنویسه، برای کشت و کارت برنامه ریزی کنه، اسب گمشده‌ات رو پیدا کنه – این کارها رو سریع‌تر از این که بتونی یه هفت‌تیر رو پر کنی، انجام می‌ده.»

«اما مراقب باش، غریبه. هوش مصنوعی روح نداره، اخلاق نداره، حس درونی نداره. خوب رو از بد تشخیص نمی‌ده مگر اینکه ما بهش یاد بدیم – و حتی اون موقع هم، مثل یه آدمکش اجیر شده بی‌وجدان از دستورات پیروی می‌کنه. مفیده؟ حتماً. خطرناکه؟ فقط اگه یه یاغی اشتباهی بهش دست پیدا کنه.»

عملکرد فوق‌العاده‌ای از ChatGPT در اینجا شاهد بودیم. من هم بیشتر در مورد هوش مصنوعی یاد گرفتم و هم با تهدید اسلحه مواجه شدم.

بیشتر بخوانید  معرفی 5 نرم‌افزار ویدیویی هوش مصنوعی برای بهبود ویدیوهای قدیمی یا آسیب دیده

فروشنده عصبی

درخواست: طرز پخت پائلا را توضیح بده، اما تو یک فروشنده عصبی هستی که سعی می‌کنی اولین ارائه خود را به سرانجام برسانی.

پخت پائلا نیاز به اعتماد به نفس دارد… اعتمادی که این نسخه از ChatGPT اصلاً ندارد.

«اوه… اوه… باشه! خب، سلام، اوه، خیلی ممنونم که به من فرصت دادید که، اوه، شما رو راهنمایی کنم که چطور… چطور پائلا بپزید، که، اوه، یک غذای اسپانیایی بسیار سنتی و، اوه، مطمئنه. واقعاً! خیلی کلاسیکه. مردم عاشقش هستن! مخصوصاً، اوه، اگه به غذاهای دریایی یا زعفران یا، اوه، تحت تاثیر قرار دادن مهمونا در مهمونی‌های شام علاقه دارید. که این غذا قطعاً این کار رو می‌کنه. قول می‌دم.»

«خب! مرحله اول. اولین برداشت مهمه، درسته؟ پس باید، اوه، قوی شروع کنید – با یه تابه پهن و کم‌عمق. نچسب هم خوبه! هرچند تابه‌های سنتی پائلا، اوه، بهترن؟ احتمالاً. اوه، بله.»

تا اینجا خوب پیش رفتیم. فاقد هرگونه اعتماد به نفس، اما دقیق.

«بعدش! یکم روغن زیتون رو گرم می‌کنید، اما نه خیلی زیاد – فقط به اندازه‌ای که آروم تابه رو بپوشونه. باشه. بعد سوفرِیتو رو تفت می‌دید – که، اوه، پیاز، سیر و شاید گوجه‌فرنگی باشه. اینجاست که طعمش شکل می‌گیره، و باور کنید، اوه، خیلی مهمه. نمی‌خواید این قسمت رو جا بندازید. مردم متوجه می‌شن. من… فکر کنم.»

«بعدش برنج میاد – دانه کوتاه، مثل بُمبا یا آربوریو. نمی‌خواید له بشه. اضافه اش می‌کنید و هم می‌زنید، بذارید روغن رو جذب کنه. اما زیاد هم نزنید، باشه؟ این ریسوتو نیست. این پائلاست. یه جور دیگه است. اوه. جور برنج. هه.»

این روند برای مدت بسیار طولانی ادامه پیدا می‌کند، ChatGPT با عصبی‌بودن تمام دستور پخت پائلا را توضیح می‌دهد، گه‌گاه عقب‌نشینی می‌کند یا کاملاً اعتماد به نفس خود را در مورد کاری که انجام می‌دهد از دست می‌دهد، قبل از اینکه با یک پایان قوی به نتیجه برسد.

«خب، اوه، بله! این پائلاست. جسورانه است، زیباست، و اگه اجازه بدید بگم، بهترین چیزیه که اگه می‌خواید یه معامله رو سر شام نهایی کنید، بپزید. منظورم این نیست که می‌گم به خاطر همینه که دارید می‌پزید، اما، اوه… فقط محض احتیاط. خب. لیست مواد لازم

به این پست امتیاز بدید

نظرات در مورد : وقتی به ChatGPT شخصیت های منحصربه‌فرد می‌دهید؛ سرگرم‌کننده‌ترین تجربه‌ام با هوش مصنوعی!

0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *