کسبوکار اینترنتی و شغل دومی که نانآور هزاران جوان در کشور کنیا بود، با سلطه چتجیپیتی (ChatGPT) و الگوریتمهای هوشمند برای همیشه فروپاشید.
به گزارش بخش اخبار فناوری زوم تک به نقل از (Digital Trends)، برای بیش از یک دهه، ترسیوس بوندی (Teresios Bundi) از راه نگارش مقالات و تکالیف دانشگاهی برای دانشجویان خارج از کشور که به دنبال یک مسیر میانبر تحصیلی بودند، امرار معاش میکرد. نخستین پروژه کاری او، یک مقاله دوصفحهای پیرامون میوهای بود که تا پیش از آن حتی نامش را نشنیده بود و از بابت آن ۷ دلار دستمزد گرفت. در سالهای پس از آن، بوندی اعلام کرد که بیش از ۲,۵۰۰ مقاله علمی و دانشگاهی را در رشتههای مختلف، از مهندسی گرفته تا علوم پزشکی به رشته تحریر درآورده است.
چگونه کنیا به قطب نگارش مقالات دانشجویی و فریلنسری تبدیل شد؟
با ورود اینترنت پرسرعت و ارزانقیمت به کشور کنیا در حوالی سال ۲۰۰۹، هزاران فارغالتحصیل دانشگاهی دارای مدارک تحصیلی عالی اما بدون شغل مناسب، در شکافهای اقتصاد دیجیتال در سطح بینالمللی روزنهای برای کسب درآمد پیدا کردند. نگارش مقالات آکادمیک به یکی از پرسودترین حوزههای کاری آزاد و فریلنسری مبدل گشت؛ بهطوریکه نویسندگان بابت نوشتن هر مقاله مبالغی بین ۴۰ تا ۷۰ دلار دریافت میکردند.

پژوهشگران گزارش میدهند که صنعت کارگاههای مقالهنویسی در کنیا در دوران اوج خود، تنها در شهر نایروبی برای نزدیک به ۴۰,۰۰۰ نفر اشتغالزایی مستقیم به همراه داشته است. بوندی حتی توانست از این تقاضای فزاینده یک کسبوکار رسمی پایهگذاری کند و دفتری اختصاصی مجهز به سیستمهای کامپیوتری متعدد و اتصال وایفای پرسرعت راهاندازی نماید تا بتواند پا به پای حجم انبوه پروژهها پاسخگوی مشتریان باشد.
دولت کنیا نیز با استقبال از این موج اقتصادی، آموزش فارغالتحصیلان برای ورود به پلتفرمهای فریلنسری آنلاین را در دستور کار قرار داد و در گام بعد، طرحی ملی را بر مبنای برونسپاری اینترنتی مشاغل به مرحله اجرا گذاشت.
با ورود چتجیپیتی چه اتفاقی برای بازار کار افتاد؟
اما زمانی که شرکت اوپنایآی در اواخر سال ۲۰۲۲ از چتجیپیتی (ChatGPT) پرده برداشت، محاسبات دانشجویان در سراسر جهان یکشبه دگرگون شد. ناگهان دیگر نیازی به پرداخت دستمزد به یک نویسنده مخفی در نایروبی نبود، چرا که یک چتبات هوش مصنوعی رایگان میتوانست همان مقاله را ظرف تنها چند ثانیه تحویل دهد. تقاضا برای استخدام مقالهنویسان با همان سرعتی که اوج گرفته بود ناگهان سقوط کرد و به دنبال آن، دستمزدها نیز به شدت کاهش یافت.
بوندی در گفتگو با روزنامه نیویورک تایمز (The New York Times) گفت: «من هرگز تصور نمیکردم که هوش مصنوعی قادر باشد چنین کاری را با این کیفیت انجام دهد.»
آسیبهای ناشی از نفوذ این فناوری تنها به حوزه نگارش متون محدود نماند. مشاغلی نظیر پیادهسازی و تایپ فایلهای صوتی (Transcription) و نظارت بر محتوا (Content Moderation) که زمانی منابع درآمدی پایدار و مطمئنی برای کنیاییها بودند نیز با تسلط ابزارهای هوش مصنوعی از بین رفتند. فریدا موانگی (Frida Mwangi)، از فعالان حوزه کارگری که پیشتر از طریق تایپ مصاحبههای ضبطشده امرار معاش میکرد، اظهار داشت کارفرمایان سرانجام به او گفتند که خودش نیز باید مستقیماً از ابزارهای هوش مصنوعی بهره بگیرد. او میگوید: «شغل من به طور کامل نابود شد.»

مارک گراهام (Mark Graham)، پژوهشگر دانشگاه آکسفورد که به تحقیق پیرامون اقتصاد گیگ (Gig Economy) در مقیاس جهانی پرداخته است، واقعیت را صریح و بدون تعارف بیان کرد: «این اتفاق تنها منحصر به کنیا باقی نخواهد ماند؛ ما در تمام دنیا شاهد یک دگرگونی عظیم هستیم. فناوری هوش مصنوعی پا به میدان گذاشته و بخشهای عظیمی از بازارهای کار سنتی را تصاحب کرده است.»
بوندی اکنون در تلاش است تا به جوانان دیگر در کنیا برای همگام شدن با تحولات اقتصاد دیجیتال یاری رساند، با این حال سرگذشت خود را هشداری جدی برای جامعه جهانی میداند. او هشدار میدهد: «هوش مصنوعی به سراغ کارمندان بانک، حسابداران و تکتک تخصصها خواهد آمد… این فناوری به سراغ همه افراد میآید.»
هوش مصنوعی مولد ساختار بازار کار مدرن را برای همیشه دگرگون ساخته است و تمامی شواهد نشان میدهند که ما تازه در آغاز این تحول تاریخی ایستادهایم؛ حقیقتی تلخ که مردم کنیا آن را با تمام وجود و به سختترین شیوه ممکن لمس کردند و دور از انتظار نیست که سایر مردم جهان نیز به زودی سرنوشتی مشابه را تجربه کنند.





نظرات در مورد : ضربه مهلک هوش مصنوعی به بازار کار آفریقا؛ چگونه چتجیپیتی منبع درآمد هزاران جوان را نابود کرد؟