به گزارش دیجیاتو : در روزهایی که شریان اصلی و حیاتی اقتصاد دیجیتال ایران یعنی اینترنت قطع شده است، چشم امید بسیاری از فعالان این حوزه به نهادهایی دوخته شده که مدعی نمایندگی و حمایت از این اکوسیستم هستند. اما آنچه بیش از هر چیزی در این روزها جلب توجه میکند، سکوت عجیب و معنادار این سازمانهاست. به جز «انجمن تجارت الکترونیک تهران»، تقریباً هیچ بیانیه یا موضعگیری رسمی و قاطعی درباره قطع اینترنت از سوی سایر نهادهای صنفی بزرگ منتشر نشده است.
آزمونی سخت برای سازمان نظام صنفی و اتحادیهها
سازمانهایی مانند نظام صنفی رایانهای (نصر)، اتاقهای بازرگانی، اتحادیه کشوری کسب و کارهای مجازی و اتحادیه فناوران رایانه، اکنون در برابر یک آزمون تاریخی و سرنوشتساز قرار گرفتهاند. سوالی که ذهن بسیاری از اعضای این صنف را درگیر کرده این است: آیا این نهادها واقعاً مدافع حقوق بنیادین اعضای خود هستند، یا نقش خود را تنها به رایزنیهای دیپلماتیک پشت درهای بسته محدود کردهاند؟
واقعیت تلخ این است که در مواجهه با فاجعه قطع سراسری اینترنت، انتظار میرفت این نهادها با صدور بیانیههای رسمی و شفاف، از حق دسترسی آزاد به اینترنت دفاع کنند؛ حقی که برای میلیونها ایرانی ابزار زندگی و برای هزاران کسب و کار، شرط بقاست. اما دریغ از یک فریاد بلند. تنها صدایی که شنیده شد، مربوط به انجمن تجارت الکترونیک بود که صراحتاً اعلام کرد صحبت از کیفیت اینترنت در زمان خاموشی مطلق دیجیتال، بیمعناست.
چرا لابیگریهای پنهانی کافی نیست؟
تجربه سالهای اخیر نشان داده که در شرایط بحرانی، تصمیمگیران و نهادهای امنیتی معمولاً سادهترین راه یعنی ایجاد محدودیت بیشتر را انتخاب میکنند. در این میان، گروههای موافق محدودیت و فیلترینگ با استفاده از فضای موجود، تلاش میکنند سیاستهای خود را به کرسی بنشانند. دقیقاً به همین دلیل است که صدای موافقان اینترنت آزاد باید بلند و رسا باشد.
شاید مدیران نهادهای صنفی استدلال کنند که در حال ارسال نامههای محرمانه و برگزاری جلسات خصوصی برای وصل شدن اینترنت شرکتها هستند. قطعاً این اقدامات انجام شده است، اما کافی نیست. رویکرد فعلی بیشتر شبیه به تلاش برای «مدیریت بحران» و کاهش خسارتهای جانبی است، در حالی که اصل بحران همچنان گلوی کسب و کارها را میفشارد.
پیامهای خطرناک این سکوت برای اکوسیستم
واکنشهای حداقلی یا سکوت مطلق نهادهای صنفی، سه پیام نگرانکننده را به بدنه جامعه فناوری مخابره میکند:
۱. عدم درک عمق فاجعه: آیا این نهادها واقعاً متوجه نیستند که اینترنت برای اعضایشان حکم اکسیژن را دارد؟ سکوت آنها این شائبه را ایجاد میکند که شاید هنوز عمق خطر مرگ تدریجی کسب و کارها را درک نکردهاند.
۲. اولویت سیاست بر صنف: این انفعال میتواند اینگونه تعبیر شود که حفظ روابط حسنه با نهادهای قدرت، برای مدیران صنفی مهمتر از دفاع علنی از حقوق اعضا و مردم است. یک نهاد صنفی مستقل نباید از بیان موضع قانونی خود هراس داشته باشد.
۳. بحران مشروعیت و نمایندگی: وقتی یک نهاد در حیاتیترین لحظات صدای اعضای خود نباشد، فلسفه وجودیاش زیر سوال میرود. فعالان حق دارند بپرسند اگر امروز از ما دفاع نمیکنید، پس چه زمانی به کار خواهید آمد؟
انتظار این نیست که نهادهای صنفی وارد درگیریهای سیاسی شوند، بلکه خواسته منطقی اکوسیستم این است که آنها با تمام ظرفیت حقوقی و مدنی خود، صدای رسای بخش خصوصی باشند. چانهزنی در سکوت شاید مسکنی موقت باشد، اما فریاد نزدن بر سر اصلیترین حق حیات این اکوسیستم، یک خطای استراتژیک است. اقتصاد دیجیتال ایران امروز به نمایندگانی شجاع نیاز دارد که باور داشته باشند اینترنت یک حق مسلم است، نه یک امتیاز که باید برای دریافتش در اتاقهای دربسته مذاکره کرد.




نظرات در مورد : سکوت سنگین نهادهای صنفی در روزهای سیاه قطع اینترنت؛ چرا کسی فریاد نمیزند؟