آنتی ویروس پادویش خرید طلا از میلادزر

استعفای مهندس گوگل برای تاسیس استارتاپ هوش مصنوعی؛ ریسکی که به یک فرصت طلایی تبدیل شد

استعفای مهندس گوگل برای تاسیس استارتاپ هوش مصنوعی؛ ریسکی که به یک فرصت طلایی تبدیل شد

من شغلی را در گوگل ترک کردم که عاشقش بودم. ترک کردن این موقعیت بسیار ترسناک بود، اما ماندن در آن حتی از ترک کردنش هم ترسناک‌تر به نظر می‌رسید.

کانال بله زوم تکگیفت کارت

داستان خروج از غول فناوری و شروع یک مسیر جدید

به گزارش بخش اخبار فناوری زوم تک به نقل از Business Insider، این مقاله بر اساس گفتگو با آشنا دوشی (Aashna Doshi)، مهندس نرم‌افزار ۲۳ ساله سابق گوگل ساکن شهر نیویورک تنظیم شده است. متن زیر برای وضوح و اختصار بیشتر ویرایش شده است.

من برای به دست آوردن شغلم در گوگل ریسک بزرگی کردم. اکنون با ترک کردن آن، دارم ریسک بزرگ دیگری را می‌پذیرم. حوالی فوریه ۲۰۲۴، ماه‌ها قبل از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه جورجیا تک، یک پیشنهاد کار تمام‌وقت از سوی گوگل دریافت کردم.

اما یک مشکل وجود داشت: این پیشنهاد برای یک نقش مهندسی در کالیفرنیا بود، در حالی که من واقعاً می‌خواستم در شهر نیویورک کار کنم. در بازار کار فناوری که برای بسیاری از همتایان من چالش‌برانگیز شده بود، هیچ فرصتی را نمی‌شد نادیده گرفت. با این حال، تصمیم گرفتم روی خواسته‌ام شرط‌بندی کنم و آن پیشنهاد را رد کنم.

این ریسک جواب داد. دو ماه بعد، من یک نقش مهندسی نرم‌افزار در گوگل مستقر در شهر نیویورک را پذیرفتم. آن زمان فکرش را هم نمی‌کردم زمانی که یک پروژه جانبی را در همان دوره شروع کنم، در نهایت ریسک بزرگ‌تری را بپذیرم که مرا به کلی از گوگل خارج کند.

تمایل به انجام یک کار خلاقانه فراتر از کد نویسی

به طور کلی، من واقعاً از تجربه کار در گوگل لذت بردم. من هر روز چیزهای جدیدی یاد می‌گرفتم و با افراد باهوش زیادی از پیشینه‌های مختلف آشنا می‌شدم. اما کار به عنوان مهندس نرم‌افزار یک شغل به شدت فنی است و من به دنبال چیزی تعاملی‌تر و خلاقانه‌تر از صرفاً نشستن پشت میزم بودم.

من عاشق ملاقات با مردم، شنیدن داستان‌های آن‌ها و یادگیری از آن‌ها بودم که این موضوع در نهایت جرقه ایده راه‌اندازی پادکست را در ذهن من روشن کرد. در اوایل سال ۲۰۲۵، در حالی که هنوز در گوگل کار می‌کردم، پادکست «۰ تا ۱» (0 to 1) را با همکارم که او هم یک مهندس نرم‌افزار در بیگ تک بود، شروع کردم.

نام این برنامه، علاوه بر اینکه اشاره‌ای به پیشینه ما در مهندسی نرم‌افزار داشت، از این ایده نشأت می‌گرفت که ارزش بسیار زیادی بین صفر — جایی که کسی شروع کرده — و یک — کسی که امروز هست — وجود دارد. من و همکارم بر این باوریم که از مسیر حرکت افراد می‌توان چیزهای زیادی آموخت و گاهی اوقات تمرکز بیش از حد روی جایگاه فعلی افراد است تا نحوه رسیدن آن‌ها به آنجا.

ما تصمیم گرفتیم پادکست را شروع کنیم چون یک خروجی خلاقانه خارج از دنیای مهندسی می‌خواستیم؛ اما همچنین قصد داشتیم شبکه‌سازی خود را گسترش دهیم و با افرادی در نقش‌های بسیار بالاتر از خودمان ارتباط برقرار کنیم.

پادکست چگونه به شبکه‌ سازی حرفه‌ای ما کمک کرد؟

بسیاری از مهمانان اولیه از طریق پیام‌های مستقیم (DMs)، شبکه ارتباطی ما و افرادی که با آن‌ها نزدیک بودیم، آمدند. ما با بنیان‌گذاران، مهندسان، مدیران اجرایی و تولیدکنندگان محتوا درباره مسیر حرکتشان از جایی که شروع کردند تا کسی که امروز هستند، مصاحبه کردیم.

اوضاع خیلی سریع‌تر از آنچه انتظار داشتیم پیش رفت. در همان سال اول، این پادکست از ۱۰۰ هزار بازدید در یوتیوب عبور کرد. در نهایت، دسترسی به افراد آسان‌تر شد و ما توانستیم رهبرانی از شرکت‌های بزرگی مانند آمازون و مایکروسافت را به برنامه بیاوریم. بدون این پادکست، سخت بود تصور کنیم که چگونه می‌توانیم با فردی در رتبه‌های بالای یک شرکت بزرگ ارتباط برقرار کنیم.

چرا زمان مناسب برای ترک گوگل فرا رسیده بود؟

در یک شرکت بیگ تک (Big Tech)، شما تکه‌ای از یک ماشین بسیار بزرگ هستید و من مشتاق توانایی تصمیم‌گیری، حرکت سریع و دیدن نتایج مستقیم کارم بودم. فراتر از آن، ابزارهای هوش مصنوعی که در حال حاضر در دسترس توسعه‌دهندگان قرار دارند، شبیه به هیچ چیزی نیستند که ما قبلاً داشته‌ایم. من ایمان راسخی به یک ایده خاص داشتم و نمی‌خواستم بعداً به عقب نگاه کنم و آرزو کنم که کاش در چنین زمان مناسبی، شانس خود را امتحان می‌کردم.

در ماه مه، من گوگل را ترک کردم تا تمام تلاش خود را روی ساخت استارتاپ هوش مصنوعی خودم به نام Bounty با همکار پادکستم بگذارم. این یک بازارچه هوش مصنوعی مبتنی بر نتیجه است که در آن شرکت‌ها می‌توانند وظایف خاصی مانند منبع‌یابی کاندیداها، اجرای برنامه‌های دسترسی به مشتری یا تولید لید (سرنخ فروش) را ارسال کنند و فقط برای نتایج تایید شده هزینه پرداخت کنند.

داشتن پادکست به من اعتماد به نفس لازم برای این جهش بزرگ را داد. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که رسانه و توزیع همه‌چیز برای یک استارتاپ است و داشتن پادکستی با مخاطبان ثابت از بنیان‌گذاران و فعالان حوزه کسب‌وکار — دقیقاً همان افرادی که بیزینس ما برای آن‌ها ساخته می‌شود — کانال توزیع کاملی برای چیزی است که ما در حال ساختنش هستیم.

پذیرش ریسک مالی در مسیر کارآفرینی

اگرچه ترک گوگل از دیدگاه شخصی و تجاری منطقی بود، اما رها کردن حقوق دریافتی از گوگل تصمیم آسانی نبود. ما هنوز در مرحله پیش از راه‌اندازی هستیم و هنوز درآمدی ایجاد نکرده‌ایم. من حقوق یک بنیان‌گذار را دریافت می‌کنم، اما این قطعاً کسری از درآمدی است که در گوگل داشتم. پادکست هم هنوز هیچ درآمدی ایجاد نمی‌کند، اما امیدواریم به زودی از طریق اسپانسرها این اتفاق بیفتد.

ترک گوگل یک ریسک بود، اما من همیشه معتقد بوده‌ام که اگر کشش به شدت کافی نسبت به چیزی احساس می‌کنید، باید مایل باشید برای دستیابی به چیزی که می‌تواند عالی باشد، از یک موقعیت خوب دست بکشید. امنیت مالی راحت است، اما می‌تواند یک تله نیز باشد.

نسخه ترسناکت‌ این تصمیم، ترک کردن گوگل نبود؛ بلکه ماندن و همیشه در این فکر بودن بود که چه چیزی می‌توانست رقم بخورد.

به این پست امتیاز بدید

نظرات در مورد : استعفای مهندس گوگل برای تاسیس استارتاپ هوش مصنوعی؛ ریسکی که به یک فرصت طلایی تبدیل شد

0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *