دویدن، راه رفتن، خوابیدن، هر نامی که روی آن بگذارید، من ۲۴ ساعته در حال ردیابی خودم هستم. حس انتظار در فضا موج میزند. میتوانم بخار سرد بازدم رقبایم را ببینم که در خط شروع، با تکان دادن بدن خود را گرم میکنند.
به گزارش بخش اخبار فناوری زوم تک به نقل از بی بی سی، یک حرکت سریع با لگن. من در رویداد «پارک ران» (Parkrun) محلی ۵ کیلومتری در صبح شنبه هستم و کاملاً جدیام. سه، دو، یک… اوه، صبر کنید. باید ساعت گارمین (Garmin) خودم را تنظیم کنم. مرد کناری من هم همین کار را میکند.
نفر پشت سر ما با صدای نچ نچ اعتراض میکند. من تا زمانی که… بله! جیپیاس (GPS) آماده شد، حرکت نمیکنم. حالا شروع کردم.
سلطه گجت های پوشیدنی و ساعت های هوشمند بر زندگی ما

در این شلوغی، به سختی میتوان مچ دستی را بدون ساعت هوشمند پیدا کرد. و این فقط ما دوندگان نیستیم که از آنها استفاده میکنیم.
این یک صنعت پررونق و چند میلیارد پوندی است. نامهایی مانند اپل واچ (Apple Watch)، سامسونگ گلکسی، گارمین، هواوی واچ و فیتبیت (Fitbit) گوگل بازار را قبضه کردهاند و هر کدام مجموعهای گسترده از مدلهای مختلف را متناسب با سبکهای زندگی گوناگون ارائه میدهند. بسته به اینکه مدل انتخابی شما چقدر پیشرفته باشد، قیمتها میتواند از ۱۰۰ پوند تا هزاران پوند متغیر باشد.
- «دیووانهام میکند، نمیتوانم بیخیالش شوم.»
- «به من آرامش میدهد… مثل دوستی است که از من حمایت میکند.»
- «بس کن! انقدر نگو که دیشب بد خوابیدهام.»
اینها فقط بخشی از نظراتی است که وقتی از سایر دارندگان ساعتهای هوشمند درباره نظرشان پرسیدم، دریافت کردم.
نظر من درباره ساعت خودم؟ در حال حاضر، آزاردهنده است. به من میگوید که از سرعت هدف عقب هستم و باعث میشود فکر کنم آیا درختانی که زیر آنها میدوم، اتصال GPS من را مسدود کردهاند یا خیر.
از گام شمار ساده تا آزمایشگاه پزشکی همراه

میلیونها نفر از ما این مانیتورهای کوچک را به مچ دست خود میبندیم و ۲۴ ساعته آنها را میپوشیم، و ظاهراً با این واقعیت که دائماً در حال ردیابی ما هستند، مشکلی نداریم. روزهایی که صرفاً برای اطلاع از تعداد گامها به آنها تکیه میکردیم، گذشته است. اکنون، آنها میتوانند الگوهای خواب، فشار خون، ضربان قلب، تغییرپذیری ضربان قلب (HRV)، سطح اکسیژن، سطح گلوکز و VO2 max (حداکثر اکسیژن مصرفی) ما را اندازهگیری کنند. به سختی میتوان عملکرد بدنیای را پیدا کرد که آنها ردیابی نکنند.
اما آیا آنها واقعاً کاری را که ادعا میکنند انجام میدهند؟ و آیا آماری که ما تحلیل میکنیم بازتابی از واقعیت است؟ آیا آنها سلامت روان و جسم ما را بهبود میبخشند، یا تعدد اندازهگیریها و پیامهای انگیزشی فقط به استرسهای روزانه ما میافزاید؟
مرز باریک بین آگاهی و وسواس؛ تجربه کاربران

راشل فیرکلاف از سنت هلنز در مرسیساید به من میگوید: «من کمی نسبت به ساعت خودم وسواس پیدا کردهام.»
در حالی که او عاشق نحوه ردیابی دویدنهایش توسط اپل واچ است، برخی از عملکردهای دیگر آن را گاهی اوقات «کلافهکننده» میداند – چیزی که اولین بار در دوران بارداریاش متوجه آن شد. قبل از اینکه بفهمد میتواند آن را روی حالت بارداری تنظیم کند، ساعت هوشمند راشل مدام به او میگفت که به اندازه کافی پربازده نیست. حالا که نوزادش به دنیا آمده، ساعت مدام به او میگوید که شب بدی را پشت سر گذاشته است.
راشل میگوید: «من یک نوزاد شش ماهه دارم، نیازی نیست به من گفته شود که نخوابیدهام. خودم این را خیلی خوب میدانم.»
آیا او نمیتواند فقط ساعت را از دستش باز کند؟
او میگوید: «فکر میکنم میتوانم، اما من یک رابطه عشق و نفرت با آن دارم. من عاشق بینشهای تناسب اندام آن هستم، فقط نمیدانم که آیا تمام کارهای دیگری که اکنون میتواند انجام دهد، شاید برای من زیادهروی باشد یا خیر.»
فناوری پشت سنسورها و هشدارهای سلامتی
هر مدل از ساعتهای هوشمند روش نوآورانه خاص خود را برای ردیابی علائم حیاتی و تفسیر دادههای شما دارد، اما اکثر آنها از سنسورهای پشت ساعت استفاده میکنند. آنها معمولاً نورهای کوچک LED سبز را روی مچ دست شما میتابانند که میتواند جریان خون را رصد کرده و ضربان نبض را تشخیص دهد. دستگاههای پیشرفتهتر تغییرات جریان الکتریکی که از پوست عبور میکند را تشخیص میدهند تا ایدهای از سطح استرس شما به دست آورند.
نیلز پیک، استاد علوم داده در دانشگاه منچستر، میگوید که به طور کلی برای ساعتهای هوشمند، این یک «تعادل ظریف» است – در حالی که فناوریِ همیشه در حال تکامل میتواند واقعاً جان انسانها را نجات دهد و «بیماری را قبل از بروز علائم تشخیص دهد»، همچنین میتواند ما استفادهکنندگان از ساعت را به «افراد سالم اما نگران» تبدیل کند.
او میگوید برخی از جدیدترین گجتهای پوشیدنی میتوانند آزمایشهایی مانند نوار قلب (ECG) را انجام دهند که دائماً سلامت قلب را رصد میکند. آنها میتوانند در صورت ابتلای فرد به فیبریلاسیون دهلیزی (AF) – جایی که فعالیت الکتریکی غیرطبیعی در قلب باعث ضربان نامنظم میشود – هشدار دهند. این بدان معنا نیست که فرد در آستانه حمله قلبی است، اما میتواند هشداری اولیه باشد که ممکن است در آینده بیشتر در معرض خطر سکته مغزی، لخته خون یا مشکلات قلبی باشند.
چالش تفسیر داده ها و اضطراب سلامتی

اما نحوه تفسیر این ارقام پیچیده است. پروفسور پیک نگران است که با اضافه شدن عملکردهای بیشتر، مردم نتوانند دادههای خود را به طور کامل درک کنند. او میگوید: «من کاملاً متقاعد نشدهام که توانایی نظارت بر این همه چیز ایده خوبی باشد.»
لیندزی روزمن، روانشناس بالینی و استاد قلب و عروق، با این موضوع موافق است. او تحقیقاتی را در مورد تأثیر فناوریهای پوشیدنی بر گروهی از بیماران قلبی عروقی انجام داده است.
اگرچه این یک گروه بیمار کوچک و خاص است و نه جمعیت عمومی، مطالعه او نشان داد که ۲۰ درصد از کسانی که برای نظارت بر سلامت قلب خود گجت پوشیدنی دریافت کرده بودند، دچار اضطراب شدند و «به احتمال بسیار زیاد از منابع مراقبتهای بهداشتی استفاده کردند».
او الگویی را در بیمارانش مشاهده کرد – آنها رقم نگرانکنندهای را روی ساعت خود دیدند. نگران شدند. ضربان قلبشان بالا رفت. بیشتر نگران شدند. دوباره چک کردند و ضربان قلبشان باز هم افزایش یافت.
پروفسور روزمن میگوید: «اگر آماری در مورد خودمان ببینیم که واقعاً درک نمیکنیم، طبیعتاً میخواهیم بیشتر بدانیم. چک میکنیم، دوباره چک میکنیم – و این به یک پیشگویی که خود به خود محقق میشود، تبدیل میگردد.»
تاثیر مثبت داده ها بر اصلاح سبک زندگی
برخی افراد رابطه کمی سالمتری با فناوری خود دارند. مارک مورتون، دامپزشک متخصص از چشایر، درباره دستگاه Whoop که به بازویش بسته شده به من میگوید: «این قرار نیست مرا به یک ورزشکار المپیک تبدیل کند، اما واقعاً باعث شده درباره سلامتیام فکر کنم.»
این پدر ۴۳ ساله و دارای دو فرزند، از یک ردیاب تناسب اندام استفاده میکند که خلاصه وضعیت خواب روزانهاش را به او میدهد. او میگوید: «این کاملاً نگرش من را به خواب تغییر داده است. قبلاً نزدیک زمان خواب یکی دو لیوان نوشیدنی میخوردم تا آرام شوم، اما بعد دیدم که چطور کیفیت خوابم را به هم میریزد.»
او اکنون از چشمبند خواب استفاده میکند، در اتاقی خنک میخوابد و سعی میکند اواخر شب چیزی نخورد یا نیاشامد – همه اینها باعث شده وقتی بیدار میشود احساس بهتری داشته باشد، که به نوبه خود در دادههایش منعکس میشود.
آیا آمار ساعت های هوشمند واقعاً دقیق هستند؟
به پارکران من برگردیم؛ خوشحال میشوید بشنوید که سرعتم را بالا بردهام. هرچند پاهایم شروع به درد گرفتن کردهاند و پیچ ملایمی در گوشه مسیر وجود دارد. دوباره ساعتم را چک میکنم. ۱ کیلومتر باقی مانده و کسی سعی دارد با من حرف بزند و درباره سرعتم بپرسد. وقتش را ندارم رفیق. برای بار ۶۳۵۰ام (انگار) به ساعتم نگاه میکنم. آیا چیزی که میبینم دقیق است؟
دکتر کلی بودن-دیویس، مدرس ارشد گروه علوم ورزشی و تمرینی در دانشگاه متروپولیتن منچستر، میگوید: «بستگی دارد منظورتان از دقیق چه باشد.»
او هشدار میدهد: «آنها قرار نیست نتایج با کیفیت آزمایشگاهی به شما بدهند. آنها خوانش دقیقی از سرعت یا گام شما در یک لحظه خاص ارائه نمیدهند.» متغیرهای زیادی وجود دارد – برای شروع، GPS همیشه قابل اعتماد نیست. سپس، اگر ساعت ما روی مچ دست جابجا شود، ممکن است تمام دادههای مورد نیاز برای ارزیابی دقیق را ثبت نکند.
دکتر بودن-دیویس میگوید از آنجا که این ساعتها تابع مقرراتی مشابه یک دستگاه پزشکی نیستند، نمیتوانند تصویر واقعی از سلامت ما ارائه دهند. اما آنچه میتوانند به ما بدهند، یک خط مبنا (Baseline) برای کار کردن است.
دکتر بودن-دیویس توضیح میدهد: «آن خط مبنا ممکن است تا ثانیه، کالری یا متر دقیقاً منعکسکننده واقعیت نباشد، اما مختص شماست. سپس میتوانید بفهمید چقدر خوب عمل میکنید – اگر سریعتر شدهاید، یا بهتر خوابیدهاید، یا کالری بیشتری سوزاندهاید. آنها برای این کار واقعاً مفید هستند.»
برای بسیاری از ما، این ساعتها صرفاً یک مسئله شخصی هستند – ما اهمیت میدهیم که در مقایسه با عملکرد قبلی خودمان چقدر خوب عمل کردهایم. و مرا وادار نکنید درباره ساعتهایی صحبت کنم که اجازه میدهند با دوستانتان رقابت و ردیابی کنید.

من همین الان از خط پایان پارکران عبور کردم و ساعتم را متوقف کردم – ۲۲ دقیقه و ۲۸ ثانیه. این بهترین رکورد شخصی (PB) من نیست، اما ذوقزدهام و سرعتم در پایان فوقالعاده بود، اگر خودم بخواهم بگویم.
بسیار خب، من رفتم. دادههایی دارم که باید موشکافی کنم.





نظرات در مورد : آیا به ساعت هوشمند خود معتاد شدهاید؟ تاثیر وسواس ردیابی سلامتی بر زندگی روزمره